شيخ حسين انصاريان
143
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
ابوّت مىدهد و با آن كه آدم را پور پاكم و آن صدف شايسته را مرواريد تابناكم ، به كمال ولايت و حقيقت نبوت در قائمهء پايهء هستى از سابقهء مايهء حق پرستى من چندان طول و تفصيل حكايتهاست كه در اين مطلع ، به حقيقت آدم را پدر باشم و جان ابراهيم را پناهى اعظم . بلى او به حقيقت « أبو ابراهيم » بود و ابوّت جملهء معانى و حقايق و فيض بخشى از سر چشمهء جميع معارف و دقايق حضرتش را مسلّم بود و محقَّق از نخست . پس از ايجاد ربّ جليل ساير خلق را ، اصل وجود بود و غير و فرع او بود ، ديگر موجودات به تمامى و هر نمودى كه هر گاه و هر جاى باشد و بود ، همه نورها پرتو نور او بود و جميع حركات شوقآميز كه در نشأهء هستى اينچنين دل انگيز به حصول آمده حاصلى از بانگ جان بخش پرشور او . مبيّن ملّت توحيد بود و مخصوص حقيقت تأييد . مشيّت ازلى به حكمت لم يزلى خواسته بود تا آن نوخاستهء مشهد انس الهى با جام لبالب از فيضهاى جان بخش نامتناهى از سراپردهء خلوت غيب در حدّ كمال عارى از هر نقص و خالى از هر عيب ، گام عنايت بيرون نهد به دلدارى رهسپاران خسته و قدم رحمت به اين سمت گذارد به تيماردارى جانهاى دل به خدا بسته . كنيهء ابوالسبطين « ابوالسّبطين » نيز كنيت ديگر اوست كه حسنينْ او را نوادگانى بودند عزيز و ارجمند و فرزندانى مهربان و دلبند ، اجاق خانوادهاش به آنان گرمى داشت و تنور شرعش از ايشان فروزندگى ، دو شاخسار اصلى كهن درخت جانش بودند و در اين جهان و جهان ديگر مايهء آسايش روح و آرامش روانش كه به مشام سرّ جانْ عارف معارف جانانْ بوى خداوند رحمان از آن دو سيّد بهشتى جوانان و از آن دو پيشواى اهل ايمان همى شنيد ، شرعش بديشان محكم بود و آيينش به حفظشان مستحكم .